خرید بک لینک
امشب دو باره من مملو شدم از وهم خیال با شک قدم میزنم در باغ آرزوهای محالپیرانه سری عشق جوانی به سرم افتاده دانم ثمرش محال است محال است محاللیک ندانم که چرا این شور به سرم افتادهاین مستی که ندارد به

برچسب: نویسنده: سینا امینی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 2:53

تو هم رفتی دگرای نازنینم کنون یعنی دگر تنها بشینمکجا رفتی کجا ای یار دیرینکه دارم با تو خاطراتتلخ و شیرینبگو اکنون کجایاین زمینی تو بستی ایا چشاتو که منا نبینیبود آیا چنینمن را سزاواربه نامهربانی خون

برچسب: نویسنده: سینا امینی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 2:53

گنه کارم که با خویش تن بس نامهربانی کرده ام

دلم را حبس در سینه و غافل از هر هم زبانی کرده ام

هر که آمد چو بلل که در بهاران می شتابد سوی گل بر طرف من

بس جفا در حق او و بی وفایی از سر ناپختگی و خشت خامی کرده ام

برچسب: نویسنده: سینا امینی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 2:53

ما هر دو سخت دادیم تاوان عشق را

تو جان خویش و من هر دو چشم را

برچسب: نویسنده: سینا امینی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 2:53

صفحه بندی